تبليغاتX
مضراب عشق -

مضراب عشق

شعر، جملات عاشقانه، حرف های دلم یا نگفته ها

بهانه آسمان

 

آسمان اشک را دنبال بهانه ای بود

بارید اما بی درد

گریه کرد اما بی سوز

 نعره زد اما...

O

هراس شب یخ زده از باران

از برق

از فریاد

از تلاطم کوچه های بی رهگذر

از ...

- "آه امشب چه تنهایم  

رهگذری نیست

رهگذار خستگی ام نیست

امشب همچنان سرد است و خیس اما

او نمی آید!

دست بر دیوار سیاه شهر

در من همه خفته اند

همه از هراس شب از هوش رفته اند

این هیاهوی بی ماندگار را

هیچ گوشی نیست

هیچ شنیداری نیست

حتی در این سیاه بی فردا

        ناله ای، نایی

        و نجوایی"

O

-"آسمان بالای سرم می گرید  

من تنهایم

آسمان من می گرید

دیوارها همچون هیاهوی خاموش من بلندند

همچون نگاهم سرد

همچون سکوتم سنگین

بهانه آسمان

من زاده شبم

 

رهگذر کوچه های بی کسی خیال

در این هیاهوی باد گم شده ام

صدایم نغمه مرغکی است بی آشیان

به سوگ آخرین تازیانه باد

سینه چاک کرده:
"های! کجاست سیلی سردت ای مهربان

کجاست؟"

  ."

 

آسمان اشک را بی بهانه خواند

بارید و فریاد زد

لیک

خوابیده شهر بی فریاد 

از جای نجنبید

هیچ!

 

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت3:36 بعد از ظهرتوسط فرزاد |